تبليغاتX
کشکول - موج یا موج سواری؟

کشکول

از همه چیز و همه جا

 

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

نمی دانم آنچه که در ادامه خواهم نوشت ربطی به این سروده و بویژه مصرع دوم آن خواهد داشت یا نه!

(راستی نام سراینده اش را هم فراموش کرده ام، لطفاْ برایم بنویسید!)

چند روز پیش هنگامی که سوار خودروی آقایی شدم که کارش جابجایی مسافران درون شهری بود، صدای بنیامین از دستگاه پخش خودرو به گوش می رسید، یادم آمد که تقریبآ سال پیش بود که همه جا  از درون هر خودرویی که کنارمان می گذشت یا پشت چراغ قرمز چهاراه چشم براه رنگ سبز چراغ بود ترانه های این جوان نوظهور در عرصه موسیقی ایران شنیده می شد! اما هنوز یکسال نشده ...

و اینگونه شد که من به کشف و شهودی بس پنهان رسیدم (چقدر نیوتن / ارشمیدسی شد؟!)

به نظر من سال هاست که ما مردم بیشتر موج سوار بوده ایم! البته موج ساز هم بوده ایم ـ احتمالآ برای اینکه سوارش شویم ـ ولی کمتر شده که خود موج باشیم.

چند نمونه دیگر:

*هر ساله چند روز آغاز سال جدید را تر و تمیز و اتو کشیده می شویم، لبخند بر لب داریم رفتار و گفتارمان با احترامات فائقه همراه است و سپس کم کم ...

* هر بار که به آیین خاکسپاری و عزادای می رویم به یاد مرگ و میر و خوب بودن می افتیم ولی باز هم ...

* رسانه ملی ما هر چه برنامه مذهبی و ارشادی و ... دارد یک جا در ماه رمضان به خورد بینندگان گرامیش می دهد! بماند که مسجدها نیز تنها در این ماه مسجد می شوند

* این روزها هم که موج مبارزه با بی حجابی آغاز شده، بگونه ای که حتی با پسران و آقایان هم برخورد می شود اما نمی دانم چرا دوستان دست اندرکار این مبارزه، حجاب و آرایش برخی از به اصطلاح بازیگران را دست کم در روی جلد نشریات زرد نمی بینند ( آنهایی که فقط پول و نانِ چهره بزک کرده شان را می خورند)

مگر خون آنها از خون نوجوان و جوان شهرستانی رنگین تر است؟!

* موج دیگر، موج فیلتر شدن سایت هاست حتی فیلتر شدن فیلتر شکن ها!!

پیشنهاد من به دوستان این است که راهکاری هم برای فیلتر کردن SMSها پیدا کنند چون بعضی از این  

 SMSها خیلی بد است! مانند همان که دیروز برای من فرستاده شد:

روسری ها جلو بکشید تا یادتان برود که شهرام جزایری ...

* آخرین نمونه: خود من که هم اکنون روی موج انتقاد کردن و دانای کل بودن، هستم!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/13ساعت   توسط خورشید  |