تبليغاتX
کشکول - پند و پیشنهاد دوستانه

کشکول

از همه چیز و همه جا

 

... اون دوست بزرگوار گفت:

بیا و چگونه زندگی کردن رو بازگو کن!

حتی اگر می خواهی تئاتری را کارگردانی کنی در این راستا باشد، آنوقت هم وظیفه ات را انجام داده ای و هم هیچ کس نمی تواند بر تو و کارت خرده بگیرد و انگ بر آن بزند!!

و من به این اندیشیدم که آیا خود من درست زندگی می کنم؟! آیا تاکنون درست زندگی کرده ام یا درست زندگی کرده ایم و می کنیم؟؟

به هرحال بعنوان نخستین گام در پیروی از پند و پیشنهاد آن دوست نازنین می خواهم مطالبی که اسفند ماه در کلاس های آموزشی جشنواره تئاتر ایثار یاد گرفتم را برایتان بازگو کنم:

یکی از مهم ترین بحران های مملکت ما که هنرمندان باید به آن بپردازند بحران فراموشی عشق در بین جوانان است!

امروزه عشق در بین بیشتر جوانان ما به التهاب تنی و فیزیکی زودگذر تبدیل شده!

بیشتر جوانان ما و شاید مردم ما عشق را نمی شناسند یا فراموش کرده اند! (نمی شناسیم و فراموش کرده ایم)

بیشتر ما دیگر همدیگر را دوست نداریم یا کم دوست داریم یا بد دوست داریم و شاید برای همین باشد در کارهایمان به هم رحم نمی کنیم!

فروشنده، قیمت کالایش بیش از اندازه گران می گوید، کارمند، ارباب رجوعش را دور سر می دواند و ...

و این کمبود یا نبود مهر و دوستی و عشق تبدیل شده به یک بدبختی و ناهنجاری!!

راستی نظر شما پیرامون این بخش پایانی و نیز پندهای آن دوست من چیست؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/07ساعت   توسط خورشید  |