نمی دانم چرا از وقتی خبر تعطیلی نشریه خاتم یزد را شنیدم بی اختیار به یاد فیلم«فارنهایت451» ساخته فرانسوا تروفو کارگردان فرانسوی افتادم.
ترفو در این فیلم جامعه ای را به تصویر کشیده که حاکمانش با هر گونه اندیشه مخالف و نیز با کتاب و کتابخوانها دشمنی دارند و هرکس را که در منزلش کتاب داشته باشد دستگیر و زندانی کرده و کتابهایش را به آتش می کشند.
در پایان و زمانیکه حاکمان و مزدورانشان گمان می کنند که دیگر هیچ کتابی باقی نمانده می بینیم که مردمان آن جامعه هر کدام، خود یک کتاب شده اند؛ بدینگونه که که هرکس نوشته های یک کتاب را به ذهن سپرده و خود را با نام همان کتاب به دیگران می شناساند، مثلاً می گوید من «بینوایان» ویکتور هوگو هستم و چنانچه طرف مقابل آن کتاب را نخوانده بود، او خودش را برای آن دیگری بازخوانی می کند!
بهر حال چه باک که گروهی از تعطیلی خاتم خوشحال می شوند؛ مهم این است که خاتم در این مدت کوتاه خوش درخشید و دوستیهای تازه ای را موجب شد و خودش نیز در بین اهالی ادب، فرهنگ، هنر، ورزش و سیاست دوستداران زیادی پیدا کرد.
یادمان باشد که ما هم هر کداممان می توانیم یک کتاب شویم.
