تبليغاتX
کشکول - ميم مثل ملودرام!

کشکول

از همه چیز و همه جا

 

ميم مثل ملاقلی پور

ميم مثل ملودرام ميم

 مثل: ملاقلی پور می تواند ملودرام بسازد!

و اما ميم مثل ميم! چون نخستين فيلمی که گلشيفته فراهانی در آن بازی کرد فيلم درخت گلابی بود که فراهانی در آن نقش دختری را بازی کرده بود که پسری بشدت دلبسته اش بود و البته پسر عنوان ميم را برای دختر بکار می بُرد و حالا اين گلشيفته مانند همان گلشيفته است که ميم را بازی کرده بود: درست و بجا و با درک صحيح و اصولی نقش، بگذريم كه او بازي هاي درخشان ديگري هم داشته مثل بازي در فيلم اشك سرما.

 اما نمی دانم چرا هيچکس از بازی خوب و شايسته يک نوجوان نابازيگر شهرستاني يعنی محمد علی شادمان حرفی نمی زند! حال هر اندازه هم کارگردان و بازيگر روبری او يعنی فراهانی به او کمک کرده باشند؛ ولی بازهم صحنه هايی است که بازيگر است و خودش و کسی نمی تواند به او کمک چندانی کند، در اين صحنه هاست که توانايی و استعداد ذاتی بازيگر به ياريش می آيد.

به هر جهت ملاقلی پور با ميم مثل مادر توانسته تماشاگر را تا پايان در سينما نگه دارد؛ هرچند فيلم در بيشتر لحظات تلخ و غمبار است و اين در زمانه ای که تماشاگران سينما به تماشای فيلم هايی ساده و سطحی و لوس عادت کرده اند امتياز خوبی برای ملاقلی پور و فيلمش بشمار می رود.

 اما فيلم ميم مثل مادر تماشاگران حرفه ای فيلم و سينما را به ياد صحنه های فيلم هاي ديگر از خود ملاقلی پور يا ديگر فيلمسازان می اندازد. البته يادآوری اين صحنه ها به جهت تعريف يا انتقاد از فيلم نيست.

 در نگاه نخست مي توان گفت: ميم مثل من سپيده ۲۴ سال دارم!!

موقعيت مرد فيلم يعني سهيل که دارای يک شغل رده بالای دولتی است و خواسته يا کارکرد همسرش بگونه ای است که موقعيتش را به خطر می اندازد شبيه موقعيت مرد (آتيلا پسيانی) فيلم نيمه پنهان است!

روبيک ارمنی که در کارگاهی عجيب مشغول يک کار هنری دستی و سنتی است ما را به ياد رزمنده تنها و خانه نشين فيلم پناهنده می اندازد که او نيز در کارگاهش روی شيشه کار می کند!

به دنبال دارو گشتن سپيده يادآور به دنبال دارو گشتن شخصيت های فيلم مجنون است رفتن و آمدن های سپيده و از پله ها بالا و پايين رفتن های و کوشش او برای استوار نگه داشتن زندگی اش و نيز انتقال اين احساس خستگي كه به كمك بازي، كارگرداني و تدوين به تماشاگر منتقل مي شود ما را به ياد فيلم سارا می اندازد!

و اما شايد سختگيرانه ترين شباهت مربوط شود به دو صحنه از فيلم:

 1) صحنه اي كه سپيده و سهيل برای سقط جنين می روند يادآور سکانس پيش از آخر فيلم يکبار براي هميشه است

 2)شوخي فرزانه با سپيده هنگامي که سپيده چند تار موی بجای مانده پس از شيمی درمانی را زير روسری جا می دهد مثل شوخی سعيد و دوستش در فيلم

از کرخه تا راين است!

و می خواهم اين يادداشت را با ستايش از کسی به پايان ببرم که برای شخصيت و بازی هايش ارزش و احترام قائل هستم(هر چند آوردنش در اين جا شايد مناسب نباشد و يا بازی اش در اين فيلم چندان به چشم نيامده باشد)

 ميم مثل متانت و محجوب بودن جمشيد هاشم پور!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت   توسط خورشید  |