تبليغاتX
کشکول - بي بي جان، پيربانوي كوير

کشکول

از همه چیز و همه جا

 

در نزديكي هاي عقداي اردكان يزد، شيرزن مهربان و بلند طبعي به تنهايي زندگي مي كند كه نمونه كامل يك انسان وفادار يه سرزمين و عشق و همسر و فرزند است، البته به گفته دوستم سيد حسين پيغمبري آنچه كه اين شيرزن انجام مي دهد چيزي بسيا ر فراتر از زندگي است.

بيگم جان طباطبايي مادر شهيد سيد حسن طباطبايي است كه سال 61 و درسن 16 سالگي به شهادت رسيده و البته بي بي جان 9 سال بعد جنازه فرزندش را در حاليكه بوته هاي گياه در زيز بغل و از توي پوتين هاي فرزندش روييده بوده تحويل مي گيرد!

جايي كه بي بي زندگي مي كند نه آب لوله كشي دارد نه برق!

همين كه خورشيد غروب مي كند تاريكي به مفهوم مطلق همه جا را فرا مي گيرد؛ البته كمي پيش از غروب بي بي جان غذاي بزهايش را داده و خروس و مرغهايش را در زير سبد بزرگ چوبي قرار مي دهد و سنگ بزرگي را به روي آن مي گذارد (براي پيشگيري از رسيدن شغال به آنها) سپس به خانه اش برگشته نماز مي خواند، شام مي خورد و به روي پشت بام رفته با سوت زدن و خواندن اشعاري شغالها و ديگر حيوانات وحشي را از نزديك خانه اش مي تاراند!

عقرب هاي سياه و مارهاي شاخدار كوچك يا به گفته بي بي مار هاي كور از ديگر موجودات زنده اي هستند كه من و دوستانم در دو سه روز گذشته در نزديكي خانه بي بي جان ديديم!

البته درخت گل خرزهره توي حياط خانه و باغ انار و كرت شلغم و چشمه اي آب خنك و قدمگاهي بر بالاي كوه نزديك خانه بي بي جان را فراموش كردم.

بي بي جان دوست ندارد جاي ديگري زندگي كند؛ مثلاً عقدا پيش برادرش يا يزد كنار پسرش يا اصفهان در خانه دخترش!

بي بي جان، گزستان خالي از سكنه را دوست دارد، چون در گزستان خانه اي دارد كه درخت گل خرزهره يادگار سيد حسن و بر ديوار انباري اش رد انگشتان سيد گلاب (شوهرش) هنگامي كه به ديوار كاه گل

مي كشيده، بجاي مانده است!

«بي بي جان، پير بانوي كوير» نام فيلم مستند كوتاهي است كه من به همراه دوستانم سيد حسين پيغمبري، علي حماسي و احمد صراف يزد، از دوشنبه 20 شهريور تا پنج شنبه 23شهريور مشغول تهيه آن بوديم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/26ساعت   توسط خورشید  |