نوشته اي كه در ادامه مي خوانيد بمناسبت نمايش فيلم به نام پدر نگاشته شده است.
بابا مين داد
آن مرد آمد.
آن مرد از جنگ آمد.
پدر امين و اكرم (دارا و ساراي سابق) به جنگ رفت.
پدر امين و اكرم در جنگ مين كاشت.
پدر امين و اكرم از جنگ برگشت.
او از جنگ با سبد آمد.
سبد پدر امين و اكرم خالي است.
دل پدر امين و اكرم پر است.
دوست پدر امين و اكرم به جنگ نرفت اما جيبش پر است.
امين و اكرم مين پدر را درو كردند.
مادر امين و اكرم اشك دارد.
خانواده امين و اكرم جنگ را دوست ندارند.
من هم جنگ را دوست ندارم چون پدر ندارم.
