متآسفانه این روزها و حتی روزها و سالهای پیشین هستند و بوده اند افرادی که بهره بردن از نام امامان و بزرگان مذهبی و دینی را به خوبی آمو خته اند و از این روش به چه نان و نواهایی که نرسیده اند.
گمان کنم سروده زیر یکی از سروده های شادروان آغاسی باشد که کمتر شنیده شده:
یا علی لعل عقیقی جز تو نیست / هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست
لنگ لنگان طریقت را ببین / مردم دور از حقیقت را ببین
خیل درویشان دکان آراستند / کام خود را تحت نامت خواستند
کیستند اینان؟ رفیق نیمه راه ...
این سروده همچنان ادامه دارد. و اما سروده دیگری است از یک
دانش آموز که چند سال پیش سروده شده و من این سروده را به سبب محتوا و ... بسیار دوست دارم، این سروده را بمناسبت زاد روز دادگر دادگستر علی مهربان و تنها، به همه مردان و زنان راد مرد آزاده اندیش پیشکش می نمایم:
مالک رسید بر در آن خیمه سیاه
تنها سه چار گام، نه این گام آخر است
اما صدای کیست که از دور می رسد؟!
گویا صدای ناله ی برگَرد اشتر است
این ناله خفیف و گرفته از آن کیست؟
من باورم نمی شود کز حلق حیدر است!
مالک رها کن آن سوی میدان و بازگرد
این سو پر از معاویه های مکرر است
امروز پاره پاره ی قرآن به نیزه هاست
فردا سری که قاری آیات پرپر است
تارخ گوش دار کین خطبه ی بلیغ
غم نامه علی ست که اینک به منبر است
حتی عقیل طاقت عدلم ندارد آه!
من یوسفم و کیست که با من برادر است
من یوسفم، تو یوسف بی چاه دیده ای؟
این چاههای کوفه عجب گریه پرور است!
