اصولاً تب چیز خوبی نیست، منظورم همراه موج شدن است!
این روزها هم که تب و موج فوتبال فراگیر شده و در هر جا و از زبان هرکسی و به هر گونه ای گفتگویی از این ورزش به میان می آید، بویژه پس از باخت تیم ملی در بازی نخست که همه ما کارشناس و مربی شده ایم
(این یکی از ویژگیهای ما ایرانیهاست که درباره همه چیز نظر کارشناسی خود را بیان می کنیم - خوب و بدش را نمی دانم- اگر اینگونه نبود که شاید این همه وبلاگ نویس نداشتیم، یکیش خود من!)
دارم از موضوع اصلی دور می شوم؛ می خواستم بگویم این تب فوتبال گریبان آگهی های تلویزیونی را هم گرفته که شاید با نمک ترین و شاخص ترینش آگهی چای تبرک و آقا حمید کذایی باشد (هرچند اگر این آگهی در روزهایی غیر فوتبالی پخش می شد شاید توجه بیشتری را جلب می کرد) اما پنج شنبه عصر یک آگهی از تلویزیون پخش شد که می خواست بینندگان خود را به صرفه جویی در مصرف برق تشویق کند؛ آگهی به این صورت بود که پس از چند تصویر از بازیها و بازیکنان تیم ملی ، صحبتهای میرزاپور را پخش کرد که از مردم می خواست در مصرف برق صرفه جویی کنند آن هم با یک گفتار کتابی!
با خودم گفتم با این محبوبیتی که این بنده خدا در این چند روز بدست آورده!! حتماً خیلی ها از لج او هم که شده چند لامپ اضافی دیگر را روشن کرده اند!
البته این احتمال وجود دارد که سازندگان این آگهی، پیش بینی چنین رویدادی را نکرده بودند ولی پخش کنندگان سازمان چه؟ شاید آنها با خود گفته اند مسلماً خیلی ها که چشم دیدن میرزاپور را ندارند، تلویزیون خود را خاموش می کنند و این برای صرفه جویی در مصرف برق، بسیار سودمندتر از خاموش کردن یک لامپ است!!
***********************************************
راستی از دیرکرد و تنبلی 10 روزه خود پوزش می خواهم.
