1) عصر روز دوم خرداد 76 بعنوان یکی از سه گوینده برنامه رادیویی عصر بخیر یزد در استودیوی رادیو حضور داشتم، ظهر همان روز آقای ناطق نوری پیروزی خاتمی را به او تبریک گفته بود، اما مدیر تولید وقت رادیو چنین اجازه ای به ما نداد، یادم می آید در این باره که چرا تبریک نگوییم کمی باهم گفتگو هم کردیم اما به هر جهت نپذیرفت(شاید الان اگر هنوز کارمند بود حتماً خیلی از آقایان بعنوان قدردانی از آن حرکت خداپسندانه و ضد شیطانی، پست خوبی به او پیشنهاد می دادند!) بگذریم، در میانه های برنامه بود که یکی از دو مجری دیگر که آقا هم بود شادی مردم و جشن و سرورشان را به سوم خرداد نسبت داد، هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که تلفنهای اعتراض آمیز آغاز شد که حالا دیگه هم دست از دروغ برنمی دارید؟!(البته آن آقای مجری تقصیری نداشت، اتفاقاً او هم از پیروزی آقای خاتمی خرسند بود ولی در این مورد بدسلیقگی کرد!) خلاصه چند دقیقه دیگر هم گذشت تا اینکه خبر رسید گروهی موتور سوار جلوی در سازمان جمع شده اند و خواسته شان هم این است که ازشان فیلم بگیرند و بنام طرفداران آقای خاتمی و اینکه شادی آنها بخاطرپیروزی آقای خاتمی در انتخابات است از تلویزیون پخش کنند.
همین امر باعث شد مسئول حراست ودیگرمسئولین سازمان دستپاچه شوند و در پایان یکی دو تصویر بردار را به جلوی در فرستادند تا از موتورسواران معترض تصویر بگیرند، اما دوربینها یا خاموش بود و یا فیلم نداشت و به این ترتیب سازمان صدا وسیمای یزد با ترفندی موتورسواران را راهی خیابانهای دیگر کرد.
2) یادم می آید یکی دو هفته پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال76 از سازمان صداو سیما از تهران دستوری آمده بود که درباره انتخابات برنامه ای گزارشی تهیه و پخش شود، نمیدانم در این دستور چه چیز سفارش شده یود که هیچکدام از تهیه کنندگان حاضر به تهیه این برنامه نمی شدند (البته همه آنها از طرفداران آقای خاتمی بودند) تا اینکه تهیه این برنامه به یکی از تهیه کننده ای ابلاغ شد (اجبارشد) که اتفاقاً با هم دوستی بیشتری داشتیم و او هم از من خواست بعنوان گزارشگر همراهش باشم و شیوه پرسیدن پرسشها را هم به من گفت! خلاصه ما نزدیک به 40 دقیقه گزارش گرفتیم، ولی چند روز بعد دوست تهیه کننده گفت که قرار است فقط 5-6 دقیقه پخش شود.
پرسیدم چرا؟ / گفت: پرسشهای تو بگونه ای بوده که پاسخهای مردم، مورد نظر نامه تهران نیست و اتفاقاً آقای...(مدیرتولید وقت سیما) هنگام بازبینی نوار گزارش گفته اینا دیگه چه پرسشیه؟
یکی از پرسشهای من که گزارش 40 دقیقه ای را، 5 دقیقه کرد این بود: انتخاب شما باید تحقیقی باشه یا تقلیدی؟ و خب مردم هم پاسخ می دداند: تحقیقی
3) گاهی وقتها با خودم می گم تا حالا چند بار شده که ما مردم جلوی دوربینهایی که فیلم ندارند یا خاموشند حلق و گلومون را جِر دادیم و به خیال اینکه حرفمون رو زدیم، خوش باورانه رفتیم رد کارمون؟! اصلاً تا حالا شده یا نه؟
4) یعنی ممکنه بارهای دیگه ای هم بوده که حرفهای ما مورد پسند بعضی از بزرگترامون نبوده باشه - بزرگترایی که فکر می کنن بیشتر از همه عالم می فهمن و قیم ما هستن – و اونوقت صدامون و حرفامون عقایدمون یه جایی چال شده باشه؟ اصلاً تا حالا اینجوری شده یا نه؟
5) راستی امسال دوم خرداد بدون خاتمی چه حالی داره؟
