تبليغاتX
کشکول - به خدا جشنواره تموم شد

کشکول

از همه چیز و همه جا

 

من هیچ فکر نمی کردم نتایج جشنواره تا این اندازه حرف و گفتگو و نقد و چرا و اما و اگر و... در پی داشته باشه!

دوستان بخدا جشنواره تموم شد، الان چند روزیه که بیشتر وبلاگ نویسایی که هرروز به وبلاگشون سر می زدم همچنان مشغول نوشتن در باره داوری نتایج نخستین جشنواره وبلاگ نویسان یزدی هستند و از نوشتن درباره سایر مطالب غافلند، نمونش همین آقای حقیقت نژاد که من فکر می کردم کلی مطلب درباره رفتن شهسواری و آمدن زابلی به آموزش وپرورش بنویسه، ولی از شب برگزاری آیین پایانی تا الان فقط دو مطلب کوتاه غیر جشنواره ای نوشته!... نمی دونم این گفتگوها چه مشکلی را حل می کنه جز اینکه خستگی رو به تن برگزار کنندگان بذاره، این باعث می شه دیگه هیچکس برای برگزار کردن دومین دوره پیش قدم نشه.

حالا به فرض اینکه در داوری ناداوری شده (به هردلیل: سیاسی، محافظه کاری، باندبازی، کم تجربگی و یا...) مهم اینه که دوستان برگزار کننده هم به نارساییها و معایب آگاهند و معترف.

ضمن ادای احترام و ادب به همه دوستان معترض و گلایه مند و نیز آنهایی که برگزیده شده اند و گروه محترم داوران، من بر این باورم که جشنواره و داوری به خودی خود هیچ ارزشی  ندارد مگر اینکه باعث دوستی و آشنایی و انسجام وبلاگ نویسان و تبادل تجربه باشد (سخنی بسیار کلیشه ای که بارها در جشنواره های تئاتر از دهان بسیاری از شرکت کنندگان شنیده ام  - فقط شنیده ام ولی در عمل ندیده ام ، به همین دلیل از بکار بردن آن بسیار بدم می آید ولی ناچار شدم)

بهترین داوری را خود ما می توانیم در باره کارمان انجام دهیم و خودمان را با دیگران مقایسه کنیم، اگر سر خودمان کلاه نذاریم به نتایج خوبی می رسیم.

در پایان لازم است از دو دوست وبلاگ نویس عذر خداهی کنم(نویسندگان وبلاگهای دفترچه خاطرات و یه قطره اشک ) چون گویا مطلبی که من در بخش نظرات وبلاگ بهار نو بودم باعث رنجش آنها شده است.

بهر جهت برای همه دوستان وبلاگ نویس آرزوی تندرستی و شادکامی و سربلندی دارم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت   توسط خورشید  |