چندي پيش به نمايندگي از دوستاني كه با هم نمايشي به نام پيك را آماده كرده بوديم به يكي از ارگانهاي انقلابي و ارزشي رفته بودم تا با مسئول بخش فرهنگي آن ارگان صحبت كنم كه بيايند نمايش را ببينند و چنانچه مايل بودند تهيه كنندگي كار را براي اجراي همگاني بپذيرند.
در آن نشست من تمام داستان نمايش را براي معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگي آن ارگان (كه روحاني هم هستند) توضيح دادم تا خيالشان آسوده باشد كه كار سياسي نيست و برايشان درد سر ساز نخواهد بود؛ حتي گفتم كه اين نمايش در جشنواره ديني امام رضا(ع) كه در اصفهان برگزار شده شركت كرده و در زمينه بازيگري، كارگرداني و نويسندگي رتبه آورده، و گفتم كه داستان درباره رويدادها و حواشي ياران امام رضا(ع) است و پيكي را نشان مي دهد كه براي رساندن پيام به امام به شهادت مي رسد و...
اما آن مسئول محترم فرهنگي گفتند كه اين گونه موضوعات در اولويت نخست كارهاي فرهنگي هنري آنها قرار ندارد و اگر خانواده هايي كه با آن اداره در ارتباط هستند يا حتي رييس اداره از من بپرسد كه كجاي اين نمايش به فرهنگ ايثار و شهادت ارتباط دارد، من چه پاسخي بدهم؟
و در آن هنگام مانده بودم كه من چه پاسخي بدهم!!
یادم می آید سال 71 بود که محسن مخملباف در يادداشتي به ماهنامه فيلم، نوشته بود فيلمنامه فضيلت بسم ا... كه درباره ارتباط يك پسر بچه با خدا ست به دليل نداشتن هيچگونه بار فرهنگي رد شده است! و مخملباف پرسيده بود چگونه است كه خدا در هيچ گوشه از فرهنگ ما جا ندارد؟!! (ماهنامه فيلم/ بهمن 71/ شماره 137)
فيلمنامه فضيلت بسم ا... در شماره 135 ماهنامه فيلم/ دي ماه 71 به چاپ رسيد.
