یکشنبه 1388/02/20
آنگاه که هنرمندان "به به" می شوند
چند روز پیش دوستی که مسئولیتی در یکی از احزاب سیاسی و در نتیجه ستاد های تازه راه اندازی شده ویژه دهمین انتخابات ریاست جمهوری دارد با من تماس گرفت! چون شماره اش ناشناس بود نشناختمش، پس به ناچار خودش را شناساند
گفتم: چه عجب آقای...!
گفت: حق باشماست توی این
چند روز خیلی گرفتار بودم ....
و بنا کرد درباره گرفتاری های و کارهای ستادی، حزبی چندروز گذشته اش داد سخن دادن!
گفتم: برای این چند روز نمی گم چه عجب، کلاً می گم، که چی شده به یاد ما افتادین؟!
گفت: راست می گین، ببخشین ولی زنگ زدم بگم که فردا بیایین به... تا حرفاتون رو بزنین، بالاخره به شما تئاتری ها ظلم شده بیایید مشکلاتتون رو بگین!
گفتم: اون جک رو شنیدین که یه نفر به خدا می گفته اگه می شه رمضون رو هر 4 سال یکبار و هر بار در یک کشور قرار بده؟... اما من می خوام عکس این اتفاق برای انتخابات بیفته! یعنی همه انتخاباتای جاهای دیگه هم در ایران برگزار بشه اونم سالی 4 بار! تا امثال شما و رئیساتون همیشه به یاد مظلومیت هنرمندا و تئاتریا باشن
گفت: راست می گین حق باشماست؛ حالا شما و دوستاتون بیایین خواسته تون رو بگین، آقای ... هم که هست ببینین ایشون چی می گن
گفتم: خواسته ما اینه که یکی پیدا بشه به آقای... مدیرکل ارشاد یزد بگه دیگه بیشتر از این زحمت نکشن و اینقدر به وضع تئاتر و فیلمسازی و هنرهای تجسمی و موسیقی و خوشنویسی و... رسیدگی نکنن! به ایشون یه پست بهتر بدن!
گفت: ایشون که می دونین می گن وابسته به آقای "م" هستن و ...
گفتم: پس چه فایده؟
گفت: ببینین من خودمم بزرگ شده مکتب آقای خاتمی هستم...
قاه قاه زدم زیر خنده و گفتم: حالا یه دفه چرا این موضوع رو به من می گین؟!
گفت: چون می دونم شما از آقای خاتمی خوشتون می آد و ایشون رو قبول دارین
خلاصه پس از جند جمله دیگه گفتگوی ما به پایان رسید و من بدم اومد از این همه استفاده ابزاری مسئولین و سیاسیون از هر چیز و هر کسی بویژه هنرمندان
پی نوشت ها:
۱) جمعه شب در یکی از ویژه برنامه های سیمای ... به نام "رای بدهید" "حسن ج" بازیگری که بیشتر بچه مثبت بازی می کنه حضور داشت، او در پاسخ به پرسشی که کاندیدای مورد نظرت در انتخابات ریاست جمهوری کیه، پاسخی دادند که دوبار با دور تند پخش شد و یکبار با دور کُند؛ که در دور کند تا جایی قابل شنیدن بود که آن بازیگر گفت: "همونی که ال..." و بقیه را سیمای ... قطع کردند نمی دانم خجالت کشیدند یا ... واقعاً نمی دانم! اینکه هر کس در هر لباسی و از هر گروهی آزاد است به کاندیدایی که دوست دارد رای بدهد امری است بدیهی و منطقی؛ اما چنین رویکردی از سیمای به ظاهر ملی که تنها برای یکی از کاندیداها انجام می گیرد، ماجرای "دیگه شورش رو درآوردنه" یا شاید هنوز بیشتر از این هم شورش رو در می آرن!
۳) همسر میر حسین؛ زنی با روسری گلدار

