تبليغاتX
کشکول - سه گانه سیاسی، هنری، ورزشی!!!

پنجشنبه 1388/02/10

سه گانه سیاسی، هنری، ورزشی!!!

 

۱) اگر خرداد امسال نیز ماه پیروزی "سید" کاندیداهای ریاست جمهوری باشد همانگونه که خرداد ۷۶ و 80  ماه سید محمد خاتمی بود، سید میرحسین موسوی باید امیدوار باشد که به خواست خدا و مردم، می تواند نیایش "حول حالنا" ی نوروز امسال بیشتر ایرانیان ر برآورده کند. (آنگاه برای من ماه مهم خرداد، مهم تر از پیش می شود!) 

حل مشکل قيوميت‌ها با ساختار شورايي

او می تواند "میر" همه دلسوختگان، فرهنگیان، هنرمندان و دوستداران آزادی باشد تا در سایه صاحب اسمش "حسین" و با عصای "موسوی" خود "اژدها" های ناامیدی، دلسردی، گرانی و تورم، را از بین ببرد و به بازی های زشتِ عوام فریبی و ساده انگاشتن مردم پایان دهد و از سویی دیگر فعالیت های پویا، شاداب و آزاد فرهنگی و هنری و ... که به خاموشی گراییده را جانی دوباره ببخشد.

بی گمان میر حسین و برای رسیدن به پیروزی  و پس از آن برای پیمودن این راه دشوار، افزون بر هوشیاری مردم و برنامه ریزان و مجریان احزاب اصلاح طلب و نیز همدلی و هماهنگی آنها می تواند به خوبی از دانش و تجربه "رهنورد"ی دوست و آشنا که سال هاست "زهرا" و روشنی بخش خانه و زندگی اش بوده کمک بگیرد. 

۲) بهرام بیضایی در گفتگوی خود با احمد طالبی نژاد پیرامون فیلم "وقتی همه خوابیم" که در شماره 393 ماهنامه فیلم- اردیبهشت 88 به چاپ رسیده به طالبی نژاد که می گوید «... برخی اعتقاد دارند "سگ کشی" و این فیلم آخرتان حال و هوای ژورنالیستی دارند و خیلی رو و رک حرکت می کنند و ممکن است تاریخ مصرف داشته باشند.»

چنین پاسخ می دهد: «برای اینکه خیلی روشن جواب بدهم، می گویم که این تعبیر غلط است. این که زمانی آثار عمیقه ساخته ام و حالا تصمیم گرفته ام فیلم های غیر عمیقه بسازم، تعبیر غلطی است. واقعیت این است که که هرچه تا امروز ساخته ام، بدون آنکه عمدی باشد، باعث گیجی عده ای شده چون با تعریف ها و توقع های روز نمی خوانده. یا یک چیزیش با پیش فرض ها جور در نمی آمده...»

بیضایی کمی پس از این، حرف و ادعای بزرگی را بیان می کند که برایم بسیار جالب و ارزشمند بود؛ ادعایی که بیانگر اعتماد به نفس و آگاهی او از کاری است که کرده! 

بیضایی می گوید: «من ده سال به آن ها که گیج شده اند وقت می دهم که فیلمی به این سادگی را کشف کنند. یعنی مفاهیم یا به تعبیر شما معانی درونی فیلم را.» 

۳) هرچند باور دارم که بسیاری از حرف ها و ادعاهای محمد مایلی کهن درست است ولی چگونگی بیانش را درست نمی دانم و البته این پرسش برایم پیش آمده که چرا حالا به یاد این ناپاکی ها افتاده؟! چرا سال های پیش ...

بگذریم... می خواستم بگویم هنگامیکه گفتگوی او پس از بازی سایپا با صبای قم را دیدم و شنیدم که با آن چهره تکیده و قامت خم شده روی میز گفت که من دست از کارم بر نمی دارم و راهم را ادامه می دهم ناگهان به یاد دن کیشوت افتادم!! 

پی نوشت ها:

 * موج سبز در میلاد؛ گردهمایی هزاران جوان برای پشتیبانی از میر حسین موسوی

 * یک گفتگوی کوتاه با استاد بیضایی

* سیاهه وعده های 4 سال پیش رییس جمهور

 

نوشته شده توسط خورشید در |  لینک ثابت   •