یکشنبه 1387/12/25
خاتمی را باور داشته باشیم
این روزها با آمدن آقای میرحسین موسوی به کارزار انتخابات ریاست جمهوری و سخنان اخیرش پیرامون واژه های "اصلاح طلبی" و "اصول گرایی" و از سوی دیگر شنیدن این خبر که شاید آقای خاتمی به سود میرحسین از میدان انتخابات کنار بکشد واکنش های گوناگونی را در پی داشته است.(یکی از آنها همین نوشته دست و پا شکسته ای است که پیش روی شماست!)
1- چنین بر می آید که بیشتر دوستان اصلاح طلب از این پیشامدها نگران و یا بهتر بگویم دلخور هستند.
دلخوری این گروه از اصلاح طلبان بیشتر از گفتار اخیر میرحسین و دیدگاه جدیدش درباره اصلاح طلبی و اصول گرایی است که چرا به گونه ای دم از اصول گرایی زده است.
یادمان باشد که شخص خاتمی نیز بعنوان پرچمدار اصلاح طلبی چندی پیش در جایی گفته بود که اصول گرای واقعی ما هستیم! آیا باید به این سخن خاتمی خرده گرفت و او را اصول گرا – آن هم اصول گرایی که رقیب یا دشمن اصلاح طلبان است – دانست؟!
2- به گمان من تا هنگامیکه هر فرد و گروه سیاسی به دیدگاهش، راهش و هدفش ایمان و باور قلبی نداشته باشد و راستی و درستی را به حاشیه براند و نگران و دلسوز مردم و ایران نازنین نباشد، اصول گرایی و اصلاح طلبی تنها واژگانی "دهان پُر" هستند که به درد "پُز دادن" می خورند!
چنانچه سرمداران و سینه چاکان هر کدام از این واژه ها، راست و درست و به مفهوم ریشه ای "اصلاح طلب" و "اصول گرا" باشند بسیاری از نابسامانی های ایران و ما مردم سامان می یابد! درست همانگونه که گروهی بر این باورند که چنانچه به طور کامل و مو به مو به همین "قانون اساسی" - که گفته می شود ضعف ها و اشکالاتی دارد- پرداخته و عمل شود بسیاری از ناهنجاری ها، هنجار می شود.
3- باور دارم که یکی از نگرانی های خاتمی، تعصب بیش از اندازه و همه چیز خواهی گروهی از اصلاح طلبانی است که به ظاهر خاتمی و دیدگاه و سخنانش را پذیرفته اند اما ... به یاد دارم چند ماه پیش که جریان خوانش خاتمی به میدان انتخابات تازه راه افتاده بود و ایشان به گونه ای میر حسین را پیشنهاد کرده بود در یکی از سایت های خبری خواندم که در دست اندرکاران۲ ستاد از سه ستادی که برای پشتیبانی از خاتمی راه اندازی شده بود به صورت شفاهی، کتبی و ... هشدار داده بودند که این ستادها تنها برای خاتمی است و قرار نیست که برای دیگری کار کنیم حتی اگر آن شخص را آقای خاتمی پیشنهاد داده باشد!(نقل به مضمون)
پرسشی که پیش می آید این است که این چگونه حرف شنوی و پشتیبانی است؟
چه تضمینی وجود دارد که فردا روزی که خاتمی رییس جمهور شد و درباره رویدادی دیدگاهش با دیدگاه این به ظاهر دوستان یکسان نبود، آنها خاتمی را تنها نگذارند؟

آری نگرانی خاتمی مصداق پیدا کردن این سروده است که:
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
فرماندهی که پیشاپیش لشکری ایستاده به آسانی می تواند دگرگونی ها و جابجایی های لشکر رقیب را برانداز کند و به راهکاری مناسب بیندیشد و حتی اگر آگاهی درستی از چینش مهره های رقیب نداشته باشد بدیهی است که همیشه آمادگی برخورد با هر گونه واکنشی از سوی آنها را دارد؛ اما آن فرمانده کمتر می تواند جابجایی آنها که پشت سرش به پشتیبانی ایستاده اند را زیر نگاه خویش داشته باشد
من از بیگانگان هرگز ننالم ...
4- خاتمی در دیدارش با خانواده شهدا که روز 9 بهمن سال جاری صورت گرفت در پایان سخنانش گفت که خوشبختانه آقای موسوی ضرورت تغییر و دگرگونی در وضع موجود را درک کرده اند(نقل به مضمون)
سید حسن خمینی نیز در همایشی که روز 27 دی سال جاری در "دارآباد" تهران برگزار شده بود با بیان ماجرای طنز آمیزی به ضرورت ایجاد دگرگونی در وضع موجود کشور اشاره کرده بود!
بپذیرید که نمی توان به ناگهان از زیر آب داغ در حال جوش به درون آب سرد رفت! برای این کار به آب نیم گرم(و ِلَرم) نیاز داریم!
5- در سینما و برای تدوین صحنه ها راه های گوناگونی است؛ ساده ترین روش "کات"(بُرش) است که البته "کات" زمانی خوب است که "مچ کات" شود یعنی دو تصویر به خوبی به هم بچسبند در غیر این صورت "جامپ کات" ایجاد می شود که حس پرش و آشفتگی ذهنی به بیننده دست می دهد! روش دیگری نیز وجود دارد: "دیزالو" و این روشی است که تصویری به نرمی برود و تصویر جدیدی جایگزین شود، این کنش سینمایی دارای ارزش زیبایی شناسی بالایی است. و ما در شرایط کنونی برای دگرگونی نیازمند یک "دیزالو" هستیم!
6- نگرانی دیگر اصلاح طلبان از ماندن موسوی و رفتن خاتمی این است که در نبرد انتخابات شکست بخورند و بیشترین دلیلشان این است که موسوی محبوبیت خاتمی را در بین مردم و بویژه نسل سوم ندارد، این درست است اما با این همه نگارنده چنین دیدگاهی ندارد چراکه پیروزی نماینده اصلاح طلبان یزد- آقای اولیا- در انتخابات مجلس هشتم که اتفاقاً چهره چندان سرشناس و فعالی در عرصه سیاسی استان نبود را دیده ام و بر این باورم که یکی از ارکان اصلی پیروزی این نماینده، پشتیبانی خاتمی و "کلانتری" –استاندار دولت اصلاحات- بود(در پوسترهای تبلیغاتی عکس خاتمی و کلانتری در کنار عکس اولیا دیده می شد)
دلیل دیگر نیز واکنشی است که مردم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از خود نشان دادند؛ زمانی که انتخابات به دور دوم کشید گروه زیادی از آنها تنها به این دلیل به احمدی نژاد رای دادند چون نمی خواستند به هاشمی رای بدهند و البته احمدی نژاد چهره جدیدی برایشان به شمار می رفت؛ در انتخابات پیش رو نیز میرحسین برای بسیاری از جوانان چهره جدیدی است که محبوبشان- خاتمی- او را تایید می کند.( ۱۵ سطر پایانی یادداشت "محسن عسکری" با عنوان خاتمی، "میرحسین" را به مدار قدرت می برد که در تاریخ ۱۹ بهمن سال جاری در سایت عصر ایران نوشته شد را بخوانید)
7- در کار بازیگری تئاتر آموخته ام که اگر کارگردانی شخصی را پذیرفتم و به گروهش وارد شدم باید مناسب و به دلخواه او بازی کنم؛ البته با کارگردان گفتگو می کنم، دیدگاهم پیرامون متن و نقش را بیان می کنم اما پذیرفته ام که حرف و تصمیم آخر با کارگردان است.
8- من به "سید محمد خاتمی" ایمان دارم و او را باور می کنم و در پایان این یاداشت اعتراف می کنم که بسیار دوست دارم او رییس جمهور کشور نازنینم ایران باشد.
پی نوشت ۱) میرحسین یا خاتمی؛ کدام به سود دیگری کنار می رود؟ تحلیل دیگری از عصر ایران را بخوانید
پی نوشت ۲) روز ۲۹ اسفند هم از کشکول بازدید کنید و بهاریه من را بخوانید و به عنوان عیدی سال جدید برایم یادداشت بگذارید!

