بي گمان شادروان فروغ فرخزاد يكي از پديده هاي پهنه ادبیات ایران بود؛ نه تنها بود که هست و همیشه هم خواهد ماند.
به گفته یکی از معاصرین: فروغ، بي هیچ ادعايی خواننده شعر فارسی پس از خود را بدهکار کرد و رفت!
*اين هنرمند ايراني در ی ماه 1313 در تهران چشم به جهان گشود. وي فرزند سرهنگ محمد فرخزاد و بانو توران وزیری تبار بود.
*فروغ 17 ساله بود كه با پرویز شاپور كاريكلماتوريست نامي آن زمان ازدواج كرد و 5 سال پس از آن يعني در سال 1335 چاپ نخستِ دومين کتابش يعني دیوار را به پايان رساند. (كتاب نخستش اسير بود)
*فروغ در بهار سال 41 برای مطالعه تهیه یک فیلم درباره جذام راهي تبريز شد تا اينكه در پاییز همان سال به همراه 3 همراهي، سفري دوازده روزه به تبریز داشت و فیلم ارزشمند خانه سیاه است را تهيه و كارگرداني كرد.
(اين فيلم در زمستان همان سال نمايش داده شد)
*در پاييز 42، فروغ توانست تمرین و بازی در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده نوشته لوئیجی پیراندللو نویسنده ایتالیایی را تجربه كند
*در سال ۱۳۴۵ به او پیشنهاد شد تا تهیه فیلمي در سوئد را بپذيرد و از سويي ديگر برای چاپ سروده هايش به زبان هاي آلمانی، سوئدی، انگلیسی و فرانسوی پيشنهاد ديگري دريافت كرد.
و اما ... دوشنبه ۲۴ بهمن ... ساعت چهار و نیم بعد از ظهر بر اثر تصادف خودرو به هنگام رانندگي به پایان زندگی رسيد.
(امروز چهارشنبه 24 بهمن است)
*در سال 1336 آخرین سروده های شادروان فروغ فرخزاد توسط خواهرش پوران و بعضی از دوستان نزدیکش گردآوری و در كتابي با نام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد چاپ و منتشر شد.
و در پايان، بند هاي آغازين و پاياني از سروده پاسخ كه در كتاب ديوار آمده است پیشکش به شما:
بر روي ما نگاه خدا خنده مي زند
هرچند ره به ساحل لطفش نبرده ايم
زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش
پنهان ز ديدگان خدا مي نخورده ايم
****
بگذار تا به طعنه بگويند مردمان
در گوش هم حكايت عشق مدام ما
«هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده عالم دوام ما»
