درود به همه همراهان دنیای مجازی؛
از آنجایی که نوشته مورخ 30 شهریور این وبلاگ، با عنوان بازنویسی یادداشت زمان دانشگاه مورد پسند بیشتر دوستان قرار گرفته بود و از من خواسته بودند نمونه های دیگری را در این وبلاگ بیاورم در اینجا ضمن سپاسگزاری از همه دوستان چند جمله از کتاب میهمانی خداحافظی، یکی از آثار خوب میلان کوندرا که در ایران بسیار شناخته شده است را برگزیده ام، امیدوارم بپسندید.
1) بزرگترین اصالت دوست داشتن مردم است.
(در جامعه ما اینگونه افراد زیادند، اما اصالتشان مورد تردید است چون آنها مردم را برای رای و راهپیمایی و پشتیبانی کردن از دسته گل های به آب داده شان دوست دارند )
2) هیچکس مالک حقیقت نیست، اما هرکس این حق را دارد که فهمیده شود.
( مطمئن هستم آقای کوندرا این جملات را برای ما نگفته، چون ما عادت کرده ایم که حر ف ها و ادعاها بزرگترهایمان را بفهمیم آنه هم آنطور که آنها می خواهند!)
3) حسادت مثل دندان درد شدید به آدم اجازه هیچ کاری، حتی آرام نشستن را نمی دهد.
(نمی دونم این طرف و اون طرف دویدن مسئولین ما - بویژه این روزها که به انتخابات نزدیک می شیم – ناشی از رقابته یا حسادت؟ یا مثلاً سفرهای استانی و کشوری؟!)
نظر شما چیه؟
راستی چند جمله دیگه هم بود که می ذارمشون برای یه بار دیگه.
میهمانی خداحافظی همان والس خداحافظی است.
بدرود
