جا: هتل سنتی پشت مسجد امیر چخماق
زمان: جمعه ۴ خرداد، از ساعت ۳۰/۱۹ به مدت ۳ ساعت
موضوع: سپاسگزاری گروهی از اهالی فرهنگ و هنر و مطبوعات یزد از کوشش های یک دوست جوان و خوش ذوق و با ادب و با اراده یعنی:
رضا حقیقت نژاد سردبیر توانا و در عین حال مستعفی روزنامه خاتم یزد
استاد آذریزدی، استاد سماوات، حسین مسرت نازنین، استاد قلم سیاه، شهریار هیربد، مهندس سفید، وتعدادی از جوانان اهل فرهنگ و هنر مانند: حامد رییس یزدی، مجید جوادیان، سعید شهریار، مرتضی موسوی، سرساز، جعفری، سالیانی، افضلی پور، ابوالفضل محمدی، حمیدرضااستادیان، مجتبی دهقان، بیکس، فیضی و خانم ها: شاه شوازی، ملازینلی، شفیعی، صباغیان، سلطانی، خواهران دره شیری، موسوی در این میهمانی خودمانی و دوستانه حضور داشتند.
شهریار کارگردانی این میهمانی را بعهده داشت و از بعضی افراد حاضر می خواست تا خاطره خود از همکاریشان با رضا حقیقت نژاد در روزنامه خاتم یا دیدگاهشان درباره او یا خاتم را بگویند
خلاصه برخی از صحبت ها را در زیر بخوانید:
استاد مهدی آذر یزدی: من تا به حال آقای حقیقت نژاد را ندیده بودم ولی از میوه های شیرینشان در خاتم شناخته بودمشان، چون می گویند درخت را باید از میوه اش شناخت ... به نظر من روزنامه خاتم از روزنامه های دیگر یزد، روزنامه تر است! ...
مهندس سفید: قلم آقا رضا همیشه در اختیار خودش بود! من هیچگاه نگفتم چه بنویس یا ننویس ... امیدوارم تا آخر هم قلمش در اختیار خودش باشد
حسین مسرت: من بیش از ۲۰ سال است که درزمینه تاریخ مطبوعات یزد کار می کنم، تقریبآ همه مطبوعات یزد را دیده ام ـ مطبوعات دوران مشروطه و حتی مطبوعات ژلاتینی ـ بدون اغراق و تعارف باید بگویم نقشی که آقای حقیقت نژاد در تحول مطبوعات یزد داشته و سبکی که ایجاد کرده به نام ایشان ماندگار خواهد شد
استاد حسین سماوات: از زمان خردسالی عشق و آرزوی من این بود که شهر ما یک روزنامه خوب و درست و حسابی داشته باشد و آقای حقیقت با روزنامه خاتم این آرزوی من را برآورده کرد
استاد قلم سیاه: روش حاکم بر روزنامه خاتم این بود که مطالب را بسیار مفید و مختصر می نوشت
خانم زهرا شاه شوازی: آقای حقیقت براستی استاد ما (هیئت تحریریه و نویسندگان جوان خاتم) بود، هرچند بعضی از ما در دانشگاه درس روزنامه نگاری خوانده بودیم ولی بطور عملی و حرفه ای بسیار از ایشان آموختیم
در پایان و پیش از اهدای یادبود ها و یادگاری ها به رضا حقیقت نژاد، او نیز چند دقیقه ای صحبت کرد و گفت: اگر می دانستم رفتن من باعث جمع شدن این تعداد از دوستان و اهالی فرهنگ و هنر می شود زودتر می رفتم!
وی سپس از همه به خاطر حضورشان قدردانی کرد و گفت: این درست نیست که تحول ایجاد شده توسط روزنامه خاتم را کار یک نفر بدانیم، این کار آدم هایی از یک نسل بود که پس از دوم خرداد فضا برای فعالیتشان آماده شد.
رضا حقیقت نژاد در پایان از دکتر مزیدی مدیر مسئول و صاحب امتیاز خاتم یزد برای اینکه زمینه و فضا را برای کار او و دوستانش فراهم آورده بود سپاسگزاری کرد و گفت: بیشتر وقت ها فشارهایی که از بیرون به من وارد می شد من با آقای دکتر در میان می گذاشتم و ایشان به خوبی عمل می کرد.
رضا حقیقت نژاد هم هدایایی را برای همسرش و نیز آقایان سماوات، سفید و دکتر مزیدی آماده کرده بود که تقدیمشان کرد البته به غیر از دکتر مزیدی که نیامده بود (البته توسط یکی از اهالی روزنامه خاتم دعوت شده بوده اند)
و اما قطعه ای که من در این میهمانی تقدیم رضا حقیقت نژاد کردم و البته بد نیست خود ما هم همیشه یادمان باشد این بود:
نه در جایت بمان / نه در حالت بمان
همیشه روحی باش مهاجر
از جایی که هستی، به جایی که می توانی باشی
