دوشنبه 1387/08/27
وطن
ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
ای ز تو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشه ات اندیشه ام
آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن
کاوه آهنگری ضحاک کش
پتک دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب
مرزداران دلیرت جان به کف
سرفرازان سپاهت صف به صف
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ایران
سه شنبه 1387/08/21
شهر الکترونیک
امروز برای پرداخت قبوض چندگانه محترم به بانکی رفتم که چشمم به کاغذی برروی ستون بانک – که عمرشان دراز باد – افتاد که با خطی بسیار خوش! – همچنان که در تصویر می بینید-
کارمزد جدید خدمات بانکی ارائه شده به مردمِ بانک پرورِ همیشه به دنبال وامِ 8 به 9 گره شده را از قرار زیر به آگاهی رسانده بود:
نوع خدمت کارمزد
صدور چک بین بانکی هر فقره 30000 ریال
صدور حواله برون شهری یک در هزار مبلغ حواله حداقل 20000 ریال
حداکثر 100000 ریال
بروات وصولی عهده شهرستان ها چک هر فقره 25000 ریال
تقاضای عدم پرداخت چک 25000 ریال
تقاضای عدم انسداد حساب 25000 ریال
صدور گواهینامه عدم پرداخت 30000 ریال
رفع سوء اثر از چک برگشتی هر فقره 100000 ریال
گشایش حساب سپرده کوتاه مدت 25000 ریال
صدور دفترچه المثنی کوتاه مدت 17000 ریال
پرداخت از حساب سیبا پس انداز کوتاه مدت 5000 ریال
به غیر از شعبه باز کننده
********************************
نمی دانم باید آفرین و فرخنده باد گفت به این گونه بانکداری و خدمت رسانی وفراهم آوردن رفاه و آسایش برای ما مردم یا دل خوش کنیم به این شعار که:
پیش به سوی شهر الکترونیک!
شنبه 1387/08/18
روزگار مَردُم
نمی دانم رفتن و مردن آدم های قدیمی، باعث تغییر روزگار شده
یا گذشت روزها و سال ها و آمدن دوره جدید، آدم ها را تغییر داده؟!
چهارشنبه 1387/08/15
علت صد دستگی
ای وای در این دار فنا، خستگی ما
چیزی نبود، جز غم دلبستگی ما
چون ساعت رفتن برسد، الفت هستی
صد پاره شود، با همه دلبستگی ما
ما جمله اسیران من و مایی خویشیم
اینجاست همان علت صد دستگی ما
افسوس که از قید تعلق خبری نیست
ز آزادگی مطلق و وارستگی ما
نیک و بد تقدیر، که تغییر پذیر است
تعبیر شود، پستی و برجستگی ما
این عقربه تند زمان است که خندد
بر راه دراز و قدم آهستگی ما
در عین جوانی بشگفتند یکایک
پیران جهان دیده ز بشکستگی ما
"معینی کرمانشاهی"
شنبه 1387/08/11
یادداشتی برای جشنواره قصه گویی و دیگر جشنواره ها
روزهای هفتم، هشتم و نهم آبان سال جاری هتل سنتی والی یزد میزبان سومین جشنواره قصه گویی منطقه ای کشور بود که با کوشش کانون پرورش فکری و با حضور مربیان قصه گوی استان های اصفهان، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، کرمان و یزد برگزار شد. آنچه در پی می خوانید یادداشتی است برای این رویداد فرهنگی
جشنواره در بین هنرمندان و اهل ادب و فرهنگ، واژه ای است دوست داشتنی و خوشایند که یادآور دیدارها، نشست ها و گفتمان هایی است پیرامون آنچه که جشنواره برایش برگزار شده.
جشنواره زمینه ای را فراهم می آورد و باید بیاورد تا برآیند دستاوردهای خداوندگاران هنر، ادب و فرهنگ به نمایش گذاشته و جلوه گر شود.
جشنواره میدان گاهی است تا هنرمندان به ویرایش و پیرایش آفرینش های یکدیگر پرداخته و به رشد و شکوفایی بیش از پیش هم کمک کنند.
از همه اینها که بگذریم چنین برمی آید که هر جشنواره ای می بایست میدانی باشد برای داد و ستد فرهنگی و هنری بین هنرمندان و مردم. تا از این راه، مردم که پیام گیران اصلی هر هنرمند به شمار می روند با آفرینش های تازه هنرمندان آشنا شوند و بدینسان هنر، فرهنگ و آیین فراموش شده و یا رو به فراموشی، زنده و پویا شده و مانا بماند و گمان می رود که جشنواره قصه گویی از اینگونه جشنواره هاست که باید با افسوس فراوان گفت که جای خالی مردم و نبودن آنها در بین مربیان قصه گو و دانش آموزان، بسیار به چشم آمد. دانش آموزانی که هرازگاهی می آمدند و البته بودن پرمهرشان شور ویژه ای به جشنواره می بخشید و ای کاش که بیشتر بودند و می آمدند.
اگر برآنیم تا آیین قصه گویی را شکوفا و پویا نماییم باید در کنار آموزش و آشنایی آن به بچه ها یادآوری آن برای بزرگترها را نیز فراموش نکنیم و در این راستا نیز باید برنامه ویژه ای داشته باشیم که اگر چنین نشود برپایی هر جشنواره ای به کار چند فروشنده می ماند که در بین خود داد و ستد می کنند، به یکدیگر می فروشند و از هم می خرند که این خرید و فروش، نه سود چندانی برای آنها دارد و نه چیزی به دست مردم می رساند.





