تبليغاتX
کشکول

کشکول

از همه چیز و همه جا

 

درود بر همه دوستان

ببخشید که چند روزی را نتوانستم به وبلاگ شما سر بزنم و نوشته ها و یادداشت هایتان را بخوانم،

پوزش تنبلی این بار، از پوزش بارهای دیگر پذیرفتنی تر است!

من از سه شنبه مسئولیت پدر آریا بودن را به دوش می کشم!! و کمی تا قسمتی اندر ناحیه سرم شلوغ و در بیشتر نقاط جیب و کیف پول و حساب بانکی ام خلوت است!!!

بدرود

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت   توسط خورشید  | 

 

روز ۱۲ آذر هنرمندان تئاتر در تهران برای جلوگیری از ویران شدن تئاتر شهرگردهم آمدند.

نزدیک بود ساختمان تئاتر شهر به بهانه درست شدن بخشی از راه مترو ویران شود، هرچند که هنوز معلوم نیست این خطر کاملاْ دور شده باشد یا اینکه در آینده دور یا نزدیک ویران شدن این ساختمان یا به عبارتی بسته شدن در تئاتر چگونه و به چه بهانه ای دوباره از سر گرفته شود!

فقط ای کاش هنرمندان تئاتر یزد هم برای باز پس گرفتن تالار فرهنگ - تنها سالن کف تئاتر در یزد- دست به اقدامی اساسی می زدند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت   توسط خورشید  | 

 

چندي پيش در خبرها اومده بود كه:

 

1)  كلينت ايستوود كارگردان و بازيگر سرشناس آمريكايي در تدارك ساخت فيلميه درباره حضور نلسون ماندلا رييس جمهور سابق آفريقاي جنوبي، در جام جهاني راگبي سال 1995

 

2) استيون سودِربِرگ كارگردان فيلم ترافيك هم مي خواد فيلمي بسازه درباره ارنست چه گوارا رهبر انقلابي آمريكاي جنوبي بنام آر‍‍‍ژانتين كه قراره بنيچو دل تورو (ستاره مكزيكي الاصل هاليوود وبازيگر فيلم هايي مانند ترافيك و 21 گرم) در نقش چه گوارا بازي كنه

 

3) اليور استون كارگردان به ظاهر ضد آمريكايي هم كه مي خواست درباره رييس جمهور ايران فيلم بسازه (كه البته نفهميديم آخرش چي شد!)

 

 

از طرفي زمانيكه فيلم بازي ديويد فينچر رو ديدم با خودم گفتم داستان اين فيلم مي تونه در زندگي آدماي خيلي از جوامع و كشورها اتفاق بيفته يا در حال اتفاق افتادن باشه يا اتفاق افتاده باشه؛ يعني همه شون براساس يك سناريوي از پيش نوشته شده كاملاً حرفه اي و دقيق در گير يك بازي ندانسته و ناخواسته شده باشن!

حالا مي خوام بپرسم

 

به نظر شما كارگردانا  دارن سياسي مي شن؟

يا شخصيت هاي سياسي بازيگرن؟

يا اينكه نه، شخصيت اين جور آدما خيلي دراماتيكه كه مي تونه دستمايه خوبي براي فيلم باشه؟

يا اينكه آدمايي كه بعداً اين فيلما را مي بينن خودشون فيلم مي شن؟

يا كارگردانا مي خوان با زبان فيلم به مخاطبشون نشون بدن كه اونا در زندگي واقعي چه جوري خام و مجذوب بازي سياست مدارا شدن؟

يا بقيه «يا»ها با خودتون!

 

شب خوش!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت   توسط خورشید  | 

 

1) ... آيا رسيدن،[رسيدن به خواسته هاي كوچك] يك كارت بيمه در برابر هر نوعْ سوختن است و يك باب دكّان دو دهانه و درآمدي مستمر اما مختصر و چند اثر و آينده يي خالي از شور و شرّ اما سرشار از اطمينان – كه نفرين بر آن اطمينان، نفرين بر روح بازنشستگي. جداً كه اطمينان به آينده، همچون ترياك، انسان را لَش و ذليل و دَني طبغ مي كند و بتدي حقيرترين ها: آويزان، دَلنگان، مطيع، فروتن، سربه زير [همچون گاو و گوسفند]، مؤدب، درويش، قانع، ابله و پوكِ پوكِ پوك ...

 

2) ... من هنوز لج مي كنم، هنوز اعتراض مي كنم، هنوز فرياد مي كشم، هنوز مي لرزم و به لُكنت دچار مي شوم، هنوز زير بار نمي روم، هنوز باج نمي دهم و نمي گيرم، هنوز اعتقادْ نمي خرم و نمي فروشم، تسليم نمي شوم، فساد نمي كنم، در يك كار نمي مانم، عادتِ سر به سنگ كوبيدن را ترك نمي كنم، با اراذلْ كنار نمي آيم، با دزد ها دست نمي دهم، با خائنان و خبر چينان سلام و عليك نمي كنم، و هنوز، هنوز، هنوز، هاي هايْ گريه مي كنم، به خدا، درست مثل بچه ها، مثل نوجوانها، و مثل عاشق ها ...

 

پي نوشت 1) نوشته هاي درون [] براي خودم است.

 

پي نوشت 2) اين ها را نوشتم تا شايد بعضي از دوستان يزدي ام كه جانشان براي درِ باغ هاي سبزي كه آقاي ... نشانشان مي دهد در مي رود و براي گرفتن چِندِر غاز تنخواه يا فلان پيشنهاد جناب ... تن به هر نوكري مي سپارند، بخوانند!

 

پي نوشت 3) از خدا مي خوام كُمَكم كنه تا هميشه توان اين رو داشته باشم كه زير بار نرم، باج ندم و نگيرم، اعتقادْ نخرم و نفروشم، تسليم نشم و فساد نكنم.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خورشید  |