تبليغاتX
کشکول

کشکول

از همه چیز و همه جا

 

شايد بتوان گفت درون مايه اصلي هر سه سريال امسال رسانه ملي كه رويدادها پيرامون آن مي گذشت و شخصيت ها را به چالش

وا مي داشت، ريا كاري و  عوام فريبي و دل خوش كردن به جنبه هاي بيروني دين داري شخصيت اصلي يا برخي از آدم هاي محوري اين سريال ها بود.

از اين رو  ديدم شايد بد نباشد تا ابياتي از چند سروده را در اين بخش بنويسم:

 

1)  در آغاز چند بيت از يك سروده كه نوحه خوان يكي از هيئت هاي عزاداري يزد در سال 81 آن را در مجالس عزاداري دكلمه مي كرد: 

 

رنگ از گل و نور از دل و صدق از همه جا رفت

 پرواز به خون خفت و پرستو به عزا رفت

برخيز و ببين آنچه كه ديديم و كشيديم / با نام حسين، آينه ظلم يزيديم

بنگر شتر كينه صفين و جمل را / كين پينه پيشاني ياران دغل را

  

 2) شادروان عمران صلاحي سروده اي دارد كه چند بند از آن چنين است:

 

كنار تنگ ماهيا گربه رو نازش مي كنن

سنگ سياه حقه رو، مُهر نمازش مي كنن

آخر خط كه مي رسيم، خط و درازش مي كنن ... 

 

3)     و بالاخره چند بيت از شعر پاسخ سروده شادروان فروغ فرخزاد:

 

پيشاني اَر زِ داغ گناهي سيه شود

بهتر ز داغ مُهر نماز از سرِ ريا شود

نام خدا نبردن از آن به كه زير لب

بهر فريب خلق بگويي خدا خدا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/23ساعت   توسط خورشید  | 

 

درود به همه همراهان دنیای مجازی؛

از آنجایی که  نوشته مورخ 30 شهریور این وبلاگ، با عنوان بازنویسی  یادداشت زمان دانشگاه مورد پسند بیشتر دوستان قرار گرفته بود و از من خواسته بودند نمونه های دیگری را در این وبلاگ بیاورم در اینجا ضمن سپاسگزاری از همه دوستان چند جمله از کتاب میهمانی خداحافظی، یکی از آثار خوب میلان کوندرا که در ایران بسیار شناخته شده است را برگزیده ام، امیدوارم بپسندید.

 

1) بزرگترین اصالت دوست داشتن مردم است.

(در جامعه ما اینگونه افراد زیادند، اما اصالتشان مورد تردید است چون آنها مردم را برای رای و راهپیمایی و  پشتیبانی کردن از دسته گل های به آب داده شان دوست دارند )

 

2) هیچکس مالک حقیقت نیست، اما هرکس این حق را دارد که فهمیده شود.

( مطمئن هستم آقای کوندرا این جملات را برای ما نگفته، چون ما عادت کرده ایم که حر ف ها و ادعاها بزرگترهایمان را بفهمیم آنه هم آنطور که آنها می خواهند!)

 

3) حسادت مثل دندان درد شدید به آدم اجازه هیچ کاری، حتی آرام نشستن را نمی دهد.

(نمی دونم این طرف و اون طرف دویدن مسئولین ما - بویژه این روزها که به انتخابات نزدیک می شیم – ناشی از رقابته یا حسادت؟ یا مثلاً سفرهای استانی و کشوری؟!)

 

نظر شما چیه؟

راستی چند جمله دیگه هم بود که می ذارمشون برای یه بار دیگه.

میهمانی خداحافظی همان والس خداحافظی است.

بدرود  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/17ساعت   توسط خورشید  | 

 

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شده به عشق / ثبت است برجريده عالم دوام ما

در تاريخ فرهنگ و هنر و ادب اين كشور كم نبوده اند فرهيختگان و انديشمنداني كه در هر زماني و در هر حكومتي، محكوم به گوشه نشيني بوده اند. غلامحسين ساعدي، بهرام بيضايي، احمد شاملو و حتي سروده هاي فرخي يزدي از اين گروه هستند.

دست من و تو بايد اين، پرده ها رو پاره كنه

كي مي تونه جز من و تو، درد ما رو چاره كنه

 

13 مهر سالروز درگذشت خواننده ي هنرمندي است كه صدا و ترانه هايش در برخي از فيلم هاي ارزشمند تاريخ سينماي ايران، توانست جايگاه شايسته اي در موسيقي پاپ اين مرز و بوم بدست آورد؛ موسيقي فيلم تنگنا ساخته امير نادري از اين نمونه است: فریدون فروغی

شادروان فريدون فروغي در سال هاي پاياني دهه 40 خواندن كارهاي فارسي را به سفارش شخصي تجربه كرد چراكه او پيش از اين زمان با خواندن ترانه هاي فرنگي كارش را آغاز كرده بود. وي در دهه 40 و 50 توانست تنها دو آلبوم خود را در بازار رسمي موسيقي آن زمان منتشر نمايد! اين در حالي بود كه آنقدر ترانه هاي ماندگار و مردمي و دلنشين ساخته بود كه در صورت انتشار به يك مجموعه چشمگير و شنيدني تبديل مي شد، اما داغ گناه مردمي و در عين حال پرمحتوا بودن بر ترانه هاي او، بايكوت مطلق شدن و ممنوع الصدا و تصوير شدن توسط سرمداران و زورمداران وقت چنين اجازه اي را ندادند.

تركه بيداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما

 

آلبوم هاي نياز و شكست ناپذير دو نمونه از آلبوم هاي فروغي هستند؛ آلبوم نخست به باور روشنفكران و انقلابيون آن دوران بهترين آلبوم فروغي بشمار مي رود و آلبوم ديگر كه در گرما گرم انقلاب در كاستي گردآوري شد و البته به ندرت در اوايل انقلاب شنيده شد به باور خود خواننده، مردمي ترين كار او بوده است.

فريدون فروغي نخستين كسي بود كه ترانه ياردبستاني را براي فيلم از فرياد تا ترور ساخته منصور تهراني اجرا كرد، هرچند پس از او بنا به دلايلي صداي شخص ديگري جايگزين صداي فروغي شد!

دشت بي فرهنگي ما، هرزه تموم علفاش

با آغاز دهه 70 هم دوره هاي فروغي توانستند اجاز انتشار آثارشان را بگيرند اما فروغي همچنان پشت سد دريافت مجوز ماند.

حك شده اسم من و تو، رو تن اين تخته سياه

سرانجام اين هنرمند دلسوخته در 13 مهر ماه سال 1380 چشم بر جهان بست ولي چه باک که:

از صداي سخن عشق نديدم خوشتر

يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/13ساعت   توسط خورشید  | 

 

هفته پيش در خبرهاي سينمايي كشور آمد كه فيلم ميم مثل مادر آخرين ساخته شادروان رسول ملاقلي پور براي حضور در اسكار برگزيده شده است.

به نظر من اين گزينش نوعي ترحم و دلجويي توهين آميز براي شادروان ملاقلي پور و خانواده اش بشمار مي رود.

همه اهالي سينما خوب به ياد دارند كه وي در زمان زنده بودن و براي ساخت يا اكران بعضي از فيلم هايش از سوي گروهي با چه مشكلاتي روبرو مي شد!

هنگامي كه  مي دانيم فيلم هاي بهتري از ميم مثل مادر وجود دارند - چه از نظر محتوا و چه از نظر تكنيك و ساختار - اين ترحم و دلجويي و اغماض در گزينش فيلم براي راهيابي به اسكار بيشتر ديده مي شود.

 

 ميم مثل مادر يك ملودرام خوب و خوش ساخت است كه در جذب تماشاگر ايراني موفق بود و البته حر ف هايي از جنس حرف هاي ملاقلي پور هم دارد ولي اين دليل خوبي براي فرستادنش به اسكار نيست.

اينجاست كه بعضي ها به دخالت عوامل، سليقه و سياست هاي دولت در گزينش اين فيلم براي راهيابي به اسكار اشاره مي كنند.

 

متاسفانه دخالت دولت در بعضي جاها همچنان باعث بروز مشكلاتي شده و مي شود و دولتمردان هم دست بردار نيستند!

دخالت دولت در فدراسيون فوتبال و حتي بعضي جاهايي كه ظاهراً به بخش خصوصي واگذار شده از اين نمونه دخالت ها هستند ولي در جاهايي كه بايد از دولت خبري باشد، خبري نيست!

 

در پايان به چند نمونه از نظرات اهالي سينما درباره گزينش ميم مثل مادر براي اسكار توجه كنيد:

عليرضا رييسيان(كارگردان): براي مرحوم ملاقلي پور خوشحالم اما براي سينماي ايران به خاطر اين انتخاب متاسفم.

ابوالفضل جليلي(كارگردان): از اينكه ملاقلي پور به اين بهانه مطرح مي شود خيلي خوشحالم.

فرزاد مؤتمن: سينماي ما در حد و اندازه هاي اسكار نيست.

 

غلامرضا موسوی(رییس شورای اتحادیه تهیه کنندگاه سینمای ایران):

نماینده ایران را باید اصناف انتخاب کنند نه دولت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/08ساعت   توسط خورشید  |