تبليغاتX
کشکول

یکشنبه 1386/01/26

دو پرسش

 

اگر من به درد خودم نخورم، پس چه کسی به درد من خواهد خورد؟

اگر من تنها به درد خودم بخورم، پس به چه دردی خواهم خورد؟

نوشته شده توسط خورشید در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/01/19

می خواهم فریاد بزنم!

 

چند شب پیش رفتم سینما ایران و فیلم ارزشمند 

 

خون بازی تازه ترین فیلم خانم رخشان بنی اعتماد  ـ کارگردان خوب سینمای ایران ـ را دیدم. فیلمی که باید دیده شود تا آلودگی هایی که در تهران و خیلی دیگر از شهرهای ایران دامان جوانان و خانواده های ما را گرفته دیده شود تا بدانیم که از چه رو مسئولان ما برطرف نمودن مشکلاتی مانند هو ل...ات و انر... ته ... - چون ممکن است سیاسی شود نمی نویسم چه مشکلاتی!!!!! - را در اولویت قرار داده اند!

نفرین به این سیاست که تا جزئی ترین رفتار و گفتار ما نفوذ کرده بگونه ای که گاهی از یک عطسه ناقابل هم برداشت سیاسی مخالف دولت می شود!!

بروم سر اصل مطلب:

میانه های فیلم بود که دلم خواست فریاد بزنم! البته نه اینکه بخاطر ماجراهایی که درون فیلم می گذشت ـ رنج و سختی که مادر و دختر فیلم از سر می گذراندند ـ احساساتی شده باشم بلکه برای آنچه در بیرون فیلم و در بین ما مردم می گذرد! برای سالن نسبتاْ خالی سینما و برای اینکه می دانستم در همان زمان جلوی سینما جام جم شلوغ است و مردمِ ... مردم ساده و بی خبر ما برای تماشای فیلم یک آدمِ ...؟؟!! صف بسته اند.

البته شاید آنها هم زیاد تقصیری نداشته باشند.

بله آنها تقصیری ندارند چراکه شاید ندانند یا فراموش کرده باشند که همین آقای ده نمکی در زمان دولت آقای خاتمی ... 

لطفاْ روی ادامه مطلب کلیک نمایید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خورشید در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/01/12

اسب و اصل

 

شنیدین می گن فلانی از اسب افتاده ولی از اصل نیفتاده؟

نمی دونم چرا بعضی وقتها گمون می کنم ما (نسل دوم و سوم)داریم از اصل و اسب می افتیم!!

توی این چند روز تعطیلات در بعضی از منازل دوستان و خویشان که دستگاه ماهواره لعنت ا... علیه داشتن، چشممون به جمال خوانندگان جوان تازه از دامان ننه قهر کرده اون ور آب روشن شد ـ اگر می خواستم جانماز آب بکشم باید می گفتم: چشمم درویش شد! ـ هرچند بیشتر خوانندگان یا بازیگران این ور آب هم به لطف قهر کردن از مامانشون هنرمند شده اند!!

خواننده هایی که گاهی وقتا فکر می کنی خودشون هم نمی دونن چی، چرا، برای چی و برای کی می خونن؟ ترانه ها، آهنگ ها و حرکات ـ ادا و افه هایی ـ همه تقلیدی و سبک... که شاید برای لحظاتی بیننده رو سرگرم کنه اما به هیچ وجه تاثیر گذار و ماندگار نیستن

یه چیزی این وسط داره گم می شه یا گم شده (خودمم نمی دونم) شاید هویت و فرهنگ ایرانی باشه

الان نمی خوام کار این گروه از خواننده ها رو نقد کنم... اصلاْ بذارین براتون بگم چی شده که دارم اینا رو می نویسم:

دیشب از اصفهان به یزد برمی گشتم، راننده اتوبوس نوار ترانه های ...

لطفاْ روی عبارت ادامه مطلب کلیک نمایید 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خورشید در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/01/07

پند و پیشنهاد دوستانه

 

چرا این چیزا را می نویسی؟

برای چی؟

 که چی بشه؟!

 مگه چند نفر وبلاگ تو رو می خونن؟ 

اونایی که وبلاگ نویسن که این چیزا را می دونن، مردم هم می دونن

با این کارات خودت رو مفت می بازی! یهو دیدی یه روز که رفتی سرکار بهت یه انگ می چسبونن و خلاص، گنده تر از سعید سیرجانی که نیستی؟!

خندیدم و گفتم: نه،

جمله های بالا رو دوستی در راستای نقد نوشته های وبلاگم می گفت!

منم گفتم: بابا من که چیز بدی نمی گم، یه انتقاد ساده یا گاهی وقتا تنده، همیشه سعی کردم از احترام و ادب دور نشم به گفته خودتون چیزایی رو می گم که همه مردم می گن،

(من اسرار نگو رو که باز گو نمی کنم) به هیچکس هم توهین نکردم، من مملکت و مردم و اونایی که

دارن برای ما و کشورمون زحمت می کشن رو دوست دارم،

 هیچوقت هم دوست نداشتم توی وبلاگم مطالب سیاسی بنویسم یا آدم سیاست زده ای باشم و از این راه به نون و نوایی برسم، سعی کردم همراه باد هم نباشم و ...

اون دوست نازنین که خیلی برام عزیزه یه پیشنهادی داد که کمی من رو به اندیشیدن وا داشت

راستش رو بخواین توی یکی دو ماه گذشته چند نفر دیگه از دوستان هم ابراز نگرانی کرده بودن ولی هیچکدوم نگفته بودن که چیکار کنم، ولی اون دوست بزرگوار گفت: ...

 لطفاْ روی عبارت ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خورشید در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/01/04

یک سالگی

 

چهارم فروردین ۸۵ بود که من صاحب این کشکول شدم، یعنی کشکول من یک ساله شد!

به یاری پروردگار مهربان و نظرات ارزشمند دوستان توانستم در این زمان سپری شده به مطالب و موضوعاتی بپردازم که دست کم در نزد اهل فن و صاحب نظران زیاد شرمنده نباشم.

امیدوارم مسئولین گرامی نیز گوشه چشمی به انتقادات و پیشنهادات مطرح شده در کشکول و سایر وبلاگ ها داشته باشند و انتقادات را با بزرگواری بربتابند.

اعتراف می کنم که در این یکسال گذشته چندبار از انتقادات خودم دل زده شدم!

چون بیشتر به گونه ای نِق زدن تبدیل شده بود!

امیدوارم سال پیش رو به گونه ای باشد که نوشته های ما بیشتر جنبه تشویق و پیشنهادات تکمیلی به خود بگیرد.

راستی! برای همه وبلاگ نویسان، خوانندگان کشکول و همه هم میهنان خوبم سالی سرشار از پیروزی و شادمانی و تندرستی آرزومندم.

 

نوشته شده توسط خورشید در |  لینک ثابت   •